مراد على شمس
329
با علامه در الميزان ( فارسى )
همين امروز در بتخانههاى موجود و در آثار باستانى كه تاكنون بر جاى مانده مجسّمه و صنم بسيارى از رجال بزرگ دين ، مانند مجسّمهء « بودا » و صنمهاى بسيارى از « براهمه » و ديگران موجود است . و اينكه براى مردگان خود صنم مىساخته و آن را مىپرستيدند خود يكى از شواهدى است بر اينكه اين اقوام ، مرگ را انتهاى زندگى و يا به تعبير ديگر بطلان و نابودى نمىدانسته بلكه معتقد بودهاند به اينكه ارواح مردگان ، بعد از مرگ نيز باقى هستند و همان عنايت و آثارى كه در زندگى خود داشتند در بعد از مرگ نيز دارند بلكه آثار وجوديشان بعد از مردن قوىتر و ارادهشان نافذتر و تأثير آن شديدتر مىشود ، براى اينكه بعد از مردن ، ديگر پاىبند چارچوب محدود مادّيات نبوده و از تأثرات جسمانى و انفعالهاى جرمانى ( اثرپذيرى مادّى ) نجات يافتهاند و لذا فرعون ، هم عصر موسى عليه السّلام با اينكه خودش إله مردم بود مع ذلك براى خود اصنامى داشت و قرآن كريم در اينباره مىفرمايد : « وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ ، « 1 » سران و بزرگان قوم فرعون به او گفتند آيا موسى و هواخواهان او را به حال خودشان وامىگذارى تا در زمين فساد كنند و خدايى تو و خدايى خدايانت را متروك سازند ؟ » « 2 » س 312 - چرا بتپرستان براى ارباب انواع و خدايانى ديگر مجسّمه ساختند ولى براى خداى تعالى مجسّمه نساختند ؟ ج - گويا ، مجسّمهسازى براى رجال بزرگ ، بشر را منتقل كرد به اينكه براى معبودهاى خيالى خود نيز مجسّمه بسازند ولى سابقه ندارد كه براى خداى
--> ( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 127 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 409 . [ با تصرف ]